هميشه لب‌هايتان چون گل محمدي، خندان باد
گلخندان
 
 
جمعه 02 اردیبهشت 1390 :: 11:32 ::  نويسنده : koosalu-bazeran

اين كتاب را هم بخوانيد و لذّت ببريد. مي توانيد  اين كتاب را از آقاي حاج وجيه الله شفيعي (در محلّه ي پشت وادي السّلام) و از آقاي اكبر عبدلي (در محلّه ي شهرك امام حسين) دريافت نماييد. شخصيّت هاي اين منظومه، همه واقعي و از مردان و زنان كوسه لو و بازران هستند. مضمون كتاب انعكاس فرهنگ و آداب و رسوم و زندگي شيرين مردم اين دو روستا در دوران كودكي و نوجواني اين جانب است. زبان كتاب، زبان همان مردم، موسيقي كتاب پژواك صداقت، پاكي، مهرباني، خوشرويي، خوش خلقي مردماني است كه گاه گاه عروسي و عزارا بهانه قرار مي دادند و آن هارا مي سرودند. قيزيل داغ لار نماد چنين مردماني است، مردماني كه رنج و زحمت زيادي مي كشيدند ولي هيچ وقت لبخندشان را از همسايه دريغ نمي كردند. بهتر است خودتان بخوانيد و قضاوت كنيد.

 قيزيل داغ‌لار سوزه گَلين

ياددان چيخين گوزه گَلين
دِيون گيچَن‌دَن گَلَن‌دَن
قيزيل‌اينَن دولان داغ‌لار
 
چوخ‌لار گَلدي گيچدي سيزدَن
شيرين سولار ايچ‌دي سيزدَن
بيلينمه‌دي هارا گِئت‌دي
سِرّلَري ساخلادان داغ‌لار
.............................
اوچ ايل مَكتَبه من گِئت‌ديم
قرآنو آخيره يِئت‌ديم
سعدي‌دَن اوخودوم كتاب
سيز كيمين گلستان، داغ‌لار
......................
پايوز، قيش‌ده يِغيلاردوخ
مين جور اويُون اوينُوياردوخ
"گزلان‌پاچ" يا "حقّير گَتدي"
اويُون‌لارا باخان داغ‌لار
....................
كَند‌دَه قاپو باغلان‌مازدو
هيچ قُوناخ چول‌دَه قالماز‌دو
هر وقت چات‌سا سفره آچوخ
قوناخ يولا سالان داغ‌لار
...


پنج‌شنبه 01 اردیبهشت 1390 :: 14:25 ::  نويسنده : koosalu-bazeran

اين جا روستاي گلخندان، كوسه لوي سابق، زادگاه شخصيّت هاي قيزيل داغ لار است. اين روستاهمان جاست كه اذان افطار و مناجات سحري اش را عبدالله مي خواند، روضه هاي ماه محرّم آن را علي احمد، نوحه هاي سينه زني اش را جعفر، اكبر، غلام حسين،..مي خواندند. اين جا ميرز نصير،ميرزا يحيي، ميرزا ابراهيم مكتب داري مي كردند، ترسّل مي نوشتند تا جوان ها وقتي بزرگ شدند بتوانند نامه نوشته و دادخواهي كنند، واجبات مي نوشتند تا بچّه ها بتوانند اعمال دينيشان را درست انجام دهند، در مسجد همين روستا، نداي جوشن كبير، مجير، افتتاح را مشدي حبيب ا لله و مشدي حنيفه در مسجد سر مي دادند. در ميدان تعزيه خواني اش، نقي حضرت عبّاس مي خواند، ميرزا محمد آقا، امام حسين مي خواند، و ولي الله ياتاني شمر خواني مي كرد. در اطاق هاي گلي همين روستا مردم دل و جكر پروار زمستانيشان را براي قرآن خوان ها طبخ مي كردند تا امواتشان نيز سهم خودرا از گوسفندانشان ببرند. ميوه هاي سر درختي اين روستا با پول مبادله نمي شد، هيچ كس بابت غذا و خوراكي پول نمي گرفت، درب خانه ها به روي هيچ كس بسته نبود. بانوان همين روستا، هم ماماي هم بودند، هم شريك شادي و غم، و هم يار و مددكار زندگي . اين جا مرحوم حاج شيخ ميرزا علي بدون اين كه توقّع پاكت داشته باشد در سرماي زمستان حاضر مي شد و مردم را با دين و آيين اصيل اشنا مي ساخت. اين جا بچّه همه با هم بازي مي كردند. البتّه بازي تنها كه نه بلكه تمرين زندگي.در همين روستا، خواندن را با هو الفتّاح العليم شروع مي كردند، با قرآن ادامه مي دادند، از معراج السّعاده اخلاق اسلامي فرا مي گرفتند و با حلية المتّقين آداب زندگي را. اين جا ......



پنج‌شنبه 01 اردیبهشت 1390 :: 13:08 ::  نويسنده : koosalu-bazeran

 

 

 اگر شما ادامه ي اين سلسله هستيد براي ما بنويسيد تا در وبلاك قرار دهيم.



چهارشنبه 31 فروردین 1390 :: 21:13 ::  نويسنده : koosalu-bazeran

اگر شما نسل بعدي هستيد لطفا براي ما بنويسيد تا اسم تان را در وبلاك بگذاريم



چهارشنبه 31 فروردین 1390 :: 04:31 ::  نويسنده : koosalu-bazeran

لطفاً هرگونه اطّلاعات تكميلي خودرا ارسال نماييد تا در وبلاك بگذاريم



سه‌شنبه 30 فروردین 1390 :: 22:00 ::  نويسنده : koosalu-bazeran


در سال 1350 شاه مخلوع دستور ساختن 2500 مدرسه در 2500 روستارا صادر كرد. با توجّه به رفت و آمدهاي زيادي كه مرحوم پدرم حاج محمد حنيفه و مرحوم حاج حبيب الله شفيعي براي گرفتن مدرسه به اداره آموزش و پرورش همدان داشتند، يكي از روستاهايي كه از مدارس 2500 ساله تعلّق گرفت روستاهاي كوسه لو و بازران بود. از آن جايي كه روستا راه ماشين رو مناسبي نداشت هيچ پيمان كاري علاقه به قبول ساختن اين مدرسه نشان نداد. بناچار اين دونفر پيمان كاري مدرسه را به عهده گرفتند و از آقاي استاد علي داودي نويد كه از بچّه هاي روستاي كوسه لو بود و در آن زمان در اسلام شهر (شادشهر آن موقع) سكونت داشت درخواست كردند كه كار بنّايي و معماري مدرسه ببپذيرد. ايشان پذيرفت و اهالي نيز از نظر نيروي انساني ياري نمودند و مدرسه را ساختند. اوّلين معلّمي كه در اين مدرسه تدريس نمود جوان سپاهي دانشي بود بنام آقاي رضي زاده از تبريز. دو سه سال قبل از ساختن اين مدرسه سپاهيان دانش در روستاي كوسه لو در خانه ي متروكه اي كه متعلّق به شيخ حسين بود و اهالي بازسازي كرده بودند به بچّه ها درس مي دادند. اولين سپاهي دانش شخصي بود بنام آقاي صلحي كه پس از مدبت كوتاهي درس دادن رفت و پس از آن آقاي روادانقي آمد و در همان خانه به بچّه ها درس داد.

لطفا هر اطلاعات تكميلي كه داريد ارسال كنيد تا وبلاك گذاشته شود.



یکشنبه 28 فروردین 1390 :: 19:05 ::  نويسنده : koosalu-bazeran

 

   

تبار مردم روستا هاي كوسه لو و بازران ( استان همدان- شهرستان فامنين. بخشداري تجرك) منتظر نمودار هاي بعدي باشيد.(شماره يك)



دوشنبه 22 فروردین 1390 :: 12:39 ::  نويسنده : koosalu-bazeran

 گزيده اي از تاريخچه کوسه‌لو و بازران قديم و کنوني:
 
چراکوسه‌لو به اين نام خوانده شده ؟

کوسه‌لر طايفه اي از شاهسون‌ها ميباشد که تعداد زيادي از آنها هم اکنون نيز در روستاهاي اطراف قم و ساوه و نيز خود قم و شايد در جاهاي ديگر نيز ساکن باشند اوّلين شخصي که روستا يا قلعه کوسه‌لوي قديمرا که در محل داش‌لوبولاغ کنوني قرار داشته است بنا نهاد شخصي به نام علي از طايفه کوسه‌لر بوده که کوسه‌علي در طول تاريخ به کوسه‌لو تبديل شده است. کوسه‌علي لقب ديگري نيز داشته که گفته ميشود به او کوساگون گُرمَز نيز مي‌گفتند که نقل قول در مورد اين لقب چند جور ميباشد بعضي ها ميگويند او بعد از کشته شدن فرزندانش به سبب ناراحتي، پا از قلعه بيرون نمي‌گذاشته و اين لقب ناشي از اين موضوع است. بعضي ديگر مي‌گويند او بعد از کشتن يکي از اهالي شاه قلي کندي، از ترس انتقام آن‌ها، از قلعه بيرون نمي آمده و اين لقب از آن‌جا نشأت گرفته. به نظر ميرسد تاريخ ياد شده و بناي قلعه کوسه‌لوي قديم مربوط به دوره‌ي صفويه ميباشد و اين اادعا به اين دليل است که نادرشاه روستاهاي اهل تسنن ازجمله اهالي شاه قلي کندي را از آنجا انتقال داده و در منطقه ديگري از غرب کشور اسکان داد
روستا يا قلعه ديگري کمي پايين تر از کوسه لوي قديم(پايين تر از باغهاي قاراگونه)بوده که شُرشُرگَزَوَن ناميده مي‌شده . اهالي اين دو روستا در ارتباطي بسيار نزديک طي ساليان دراز، در کنار هم زندگي مي‌کردند اما بعد از وقوع چندين سال خشکسالي پي درپي همگي و يکجا ازآنجا مهاجرت کرده و به مکان ديگري که شايد کَهلَه (كُهلو) گَزَوَن کنوني باشد مي‌روند و آنجا ساکن ميشوند اما پس از چند سال زندگي در آن‌جا چهارنفر ازآن ها تصميم مي‌گيرند به دِه قبلي شان برگردند که اين چهارنفر عبارتند از: رستم-مدد-داوود-محمد که شايد چهارنفرشان با هم برادر باشند (البته چندين طايفه نيز در طول تاريخ به اين چهارنفر اضافه شده ند)اين چهارنفر پس از برگشتن به کوسه لو و شُرشُرگَزَوَن چون اين دو روستا را کاملا ويران شده مي‌بينند تصميم به بناي روستاي ديگري که بازران کنوني ميباشد مي‌نهند و قلعه بازران را بنا نهاده و نامش را به تقليد از شرشرگزون قديم به اين نام مي‌نهند که بعد از طي چندين سال و هنگام حمله قشون کولي ها(اين موضوع مربوط به اول حکومت قاجارکه تهران تازه پايتخت شده بوده ميباشد)  به اين قلعه يکي از اهالي روستا(رستم) از درب قلعه بااسب تيزپاي خود خارج شده و خود را طي 48ساعت به تهران رسانيده و قوشون دولتي را به روستا آورده و روستا را از محاصره قشون کولي ها نجات مي‌دهد   به سبب کار او به اين روست لقب باز ايران(عقاب ايران)(احياگران مجدد ايران)يا بازوران (قدرتمندها)مي‌نهند که در طي تاريخ به بازران تبديل شده است گفته مي‌شود سه نفر از اين چهار نفر متاهل بوده و فقط محمّد در بين آنها مجرّد بوده که هنگام عبور طايفه قاسملوي شاهسونها از قزل داق شترهايشان در باتلاق گرفتار مي شود اهالي روستاي بازران به کمک آنها رفته و شترهايشان را از باتلاق در مي آورند و رئيس قبيله آنها مي‌گويد ما برادري داشتيم که فوت کرده وچون ما رسم نداريم با زن برادر مرده خويش ازدواج کنيم از يکي از شما مي‌خواهيم که با او ازدواج کند و محمد با او ازدواج ميکند .
کوسه‌لوي کنوني چگونه ساخته شد؟ روستا و املاک بازران در تملک اربابان و خان‌ها بوده وهرسال مواجب از رعيت مي‌گرفتند ولي املاک کوسه لو تعلقي به خان‌ها نداشته است مالکين املاک کوسه لو به‌دليل اينکه از ااملاک آن‌جا مواجب به خانها نپردازند از بازران خارج شده و روستاي کوسه‌لوي کنوني را بنا نهادند.


گردآورنده: مسيّب عبدالهي
نويسنده: اباصلت عبدالهي


درباره وبلاگ

سلام به همه‌ي اهالي محترم كوسه‌لو (گلخندان) و بازران، به عالمان، به روح پاك درگذشتگان، به گنجينه‌هاي گران‌قدر يعني سالمندان، به خواهران و برادران، به جوانان، به صاحبان دانش و معرفت، به متخصصان، به كارگران و كارمندان، به آناني كه ماندند و ديوارهاي اين دو روستاي با افتخار را افراشته نگه داشتند. به وبلاگ خودتان خوش آمدید. قرار ملاقات برو بچه های کوسه لو و بازران اینجاست. هر مطلبی دررابطه با سرزمین آبا و اجدادی‌تان دارید ارسال کنید تا در وبلاک‌تان بگذاریم. عكس‌ها، خاطرات شيرين، داستان‌ها، اطّلاعات تاريخي، قصّه‌ها، مثل‌ها، تكيه كلام‌ها، نقيل‌ها، سول‌چَك‌ها، بير گون گيتديك.....ها، و هر آن‌چه كه براي گفتن داريد بفرستيد تا در اين‌جا ارايه دهيم و ديگران هم استفاده كنند. منتظرتان هستیم. همكاران وبلاك: 1- نورالدّين هادي‌اي 2-الياس محمد 3- محمد رضا سرودلير 4-علي اصغر ترابي افراشته 5- رضا
تبار رستمی‌ها- یدالله
شعر سه‌گانی
توزیع کتاب شاهدان عشق
کاروانی آمده در اربعینت یا حسین
گل گور نه غوغا دور بو گون شاه دین حیدر
مولا سرت سلامت
یاحسین
عشق یعنی داستان کربلا
پيوندها
نويسندگان


                    
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران