|
هميشه لبهايتان چون گل محمدي، خندان باد گلخندان |
|||
|
یکشنبه 14 خرداد 1391 :: 06:44 :: نويسنده : koosalu-bazeran
استاد حاج ولي الله اميري و تيم زحمتكش ايشان را مي بينيد كه آستين همّت بالا زده اند تا روستاي كوسه لو را به "گلخندان" واقعي تبديل كنند. بايد به ايشاد "دست مريزاد" گفت. ايو لَر آباد ايله يوب سَن ايوين آباد اولسون سَن كيمين ايشليئَه نون گيلفَتي دلشاد اولسون ايو تيك ايو سيزلَرَه هر يِِِئردَه، اميري! استاد! قُوي جوان لار خوش اولوب، شيرين و فرهاد اولسون.
شنبه 13 خرداد 1391 :: 07:30 :: نويسنده : koosalu-bazeran
قيزيل داغ را از منظر جنوب غربي (سمت روستاي خيانك) تماشا كنيد. شنبه 13 خرداد 1391 :: 07:26 :: نويسنده : koosalu-bazeran
آيا هنوز هم بايد ني غربت و تنهايي نواخت؟ آنان كه باز گشته اند خواهند ماند؟ يا باز هم خواهند رفت و يزدان را با نواي ني اش تنها خواهند گذاشت. كاش مي شد شما هم از همين جا صداي سوزناك ني اش را مي شنيديد! جمعه 12 خرداد 1391 :: 22:00 :: نويسنده : koosalu-bazeran
فانوس سرگردان فانوس سرگردان به دنبال چه می گردی شاید تو هم مانند من دنبال همدردی این شهر تاریک است انسانی نمی بینی
این جاده بن بست است بیهوده سفر کردی
ای روح بارانی تو هم آخر کم آوردی
من هم لبانی داشتم یک روز می خندید
اما تو آن را با غم و درد آشنا کردی
عمری است خاموشم به امیدی که برگردی من مستحقم چونکه دل بستم به نامردی
اين سروده از شاعري ديگر"آقاي محمد غلامي" از روستاي عالم خيز بازران شهرستان فامنين استان همدان است كه تقديم حضورتان مي گردد. شنبه 23 اردیبهشت 1391 :: 18:48 :: نويسنده : koosalu-bazeran
خانه ي قديم
خانه اي كه در آن مكتب خانه داير مي شد پس از اين ميزبان تلويزيون و رايانه خواهد شد. خانه ي جديد
و اين هم تغييراتي كه در گلخندان شاهد آن هستيم.
بلاخره نشستني شد (الحمد لله) جمعه 22 اردیبهشت 1391 :: 21:28 :: نويسنده : koosalu-bazeran
تو خود حديث مفصّل بخوان از اين مُجمَل
پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 :: 11:08 :: نويسنده : koosalu-bazeran
به چه دلبسته ای ترانه من؟
قفس برای من بند بسته ات تنگ است نفس به شاعر تنها نشستهات تنگ است زمین بدون تو همواره تیره و تار است زمان برای طلوع خجستهات تنگ است چه می کنی؟ به چه دل بستهای ترانهی من؟ غزل ز قافیههای شکستهات تنگ است تو در سکوتی و بغض زمانه در دل توست دلی به خندهی از گریه رستهات تنگ است بیا دوباره پی واژه کوچهرا بدویم دلم برای نفسهای خستهات تنگ است تو یک تنی و هزاران قبیله پاپی تو جهان برای تو و دار و دستهات تنگ است
شعر از : محمد حسین داودی برگرفته از وبلاك http://www.glarisha.blogfa.com
یکشنبه 03 اردیبهشت 1391 :: 14:06 :: نويسنده : koosalu-bazeran
شايد بد نباشد كه با بعضي از آثار ما هم آشنا شويد. اين فرهنگ شامل بيش از 8000 اصطلاح عرفان و فلسفه ي اسلامي با معادل هاي انگليسي آن ها است.براي تدوين اين فرهنگ در مدت 15 سال نزديك به يكصد كتاب انگليسي عرفاني و فلسفي كه مستشرقين معروف جهان آن هارا از فارسي و عربي به انگليسي ترجمه كرده اند مطالعه و مورد استفاده قرار گرفته اند.
اين كتاب مكالمه ي انگليسي در حرم مطهر امام رضا عليه السّلام است. اين كتاب شامل تصاوير زيبا و منحصر به فرد از حرم امام رضا عليه السّلام است. با اين كتاب هم مي توان مكالمه انگليسي ياد گرفت و هم با جزئيات حرم مطهر امام رضا عليه السّلام آشنا شد. اين كتاب اكنون كتاب آموزشي خدام و خدمت گزاران حرم مطهر امام رضا عليه السلام مي باشد. سه نفر شيعه ي انگليسي زبان نيز اين كتاب را ويراستاري كرده اند.
اين هم كتاب خاطرات سبز از كرامات امام رضا عليه السّلام به زبان انگليسي است. در اين كتاب 26 داستان كوتاه از كرامات امام رضا عليه السّلام با ادبياتي بسيار زيبا و خاص نوشته شده است.
یکشنبه 03 اردیبهشت 1391 :: 08:15 :: نويسنده : koosalu-bazeran
اين جا مسجد كوسه لو است. اگر خوب گوش كنيد نواهايي را از اين جا خواهيد شنيد كه شمارا همراه خود در ميان ابرهاي آسمان معنويت به پرواز در مي آورد. فضايي كه همانند آب و هواي كوسه لو پاك و بدون گرد و غبار و آلودگي است. از اين جا صداي جوشن كبير و دعاي مجير شب هاي ماه مبارك رمضان را با صداي مشدي حنيفه و مشدي حبيب الله، نوحه هاي شب هاي محرم را با صداي قولوش، جعفر، اكبر و گاه گاهي هم با صداي نوجوانان تازه مكتب رفته خواهيد شنيد. اگر خوب دقت كنيد صداي مشدي احمد و مشدي محمد آقا به گوشتان خواهد رسيد كه روضه ي شهادت شهداي كربلارا مي خوانند و زن و مرد روستا هم بي تكلّف اشگ غم مي ريزند. اگر دست به ديوار اين مسجد بگذاريد ارتعاش صداي حاج شيخ ميرزا علي را احساس خواهيد كرد كه نهيب مي زند "اي عاق والدين لَر، اي دَه دَه نَه اوزونه گَلَن بو جهنمي كه ديديم سيزي كي دي.سيز بو اوددا ياناجاقايوز" . اگر در سحرگاهان از كنار اين مسجد عبور كنيد صداي قرائت حمد و سوره ي كربلايي اشرف، سليمان، احمد آقا، ممد آقا، حلفلي، ممد حسين، باقر و .... به گوشتان خواهد رسيد و شمارا هم به داخل مسجد دعوت خواهد كر د تا وضويي در چشمه ي جلوي مسجد ساخته ودر روي حصير بافته شده در قالب مسجد بنشينيد و با خداي خود راز و نياز كنيد. آري اين مسجد كوسه لو است كه در روز عاشورا وقتي عبدالله در جلوي دسته ي عزاداري با صداي رساي "جان لار فدا سنون كيمي جانانه يا حسين" وارد آن مي شد تمام سلّول هاي بدن مسجد نشستگان به ناله در مي آمد و با گرداندن گهواره علي اصغر (ع)، حجله ي قاسم و علي اكبر در فضاي مسجد در وديوار هم به گريه مي نشست. آري اين جا مسجد كوسه لو است كه اكنون خودش در فضاي غربت به عزا نشسته است. نه صداي جوشن كبيري، نه نوحه اي، نه روضه اي، نه كوتَل گرداني اي، نه رازي، نه نيازي، فقط غربت و غم غربت... و دري كه ساكت آرام لب فرو بسته و در حسرت باز شدن دوباره!
شنبه 02 اردیبهشت 1391 :: 08:30 :: نويسنده : koosalu-bazeran
جويبار جوي باریکی ، میان دهکده ، با تواضع ، از میان سنگ و شن ها ، بوته ها ، پیچ و تاب کوچه ها ، زندگی می دا د هدیه . زندگی می کرد معنا .
نم نم آب ، از شکا ف صخره ها را ، همچو قلبی مهربان ، در درونش جای میداد ، تا که با هم غلط غلطان ، بگذ رند از ... تاب و پیچ کوچه ها .
و اين هم در سكوت و خلوت شب ادامه مطلب ... درباره وبلاگ موضوعات آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||
|
|