هميشه لب‌هايتان چون گل محمدي، خندان باد
گلخندان
 
 
سه‌شنبه 04 تیر 1392 :: 23:43 ::  نويسنده : koosalu-bazeran

 

علی داودی

1352 /  همدان/شهرستان فامنين/روستاي فرهيخته پرور بازران

 علی داودی طراح، گرافیست، شاعر و طنزپرداز جوان کشورمان، متولد  1352از همدان است وی تحصیلات خود را در مقطع  کارشناسی در رشته  گرافیک و کارشناسی ارشد را  در رشته ادبیات گذرانده است.

علی داودی تا به حال چندین کتاب خود را با عناوین و موضوعات مختلف به چاپ رسانده است . این شاعر همچنین در چندین جشنواره به عنوان نفر برگزیده انتخاب شده است. وی با وجود سن کم ، فعالیت های مختلف ادبی داشته و دارد که قابل توجه و در خور تحسین است.

 کتاب ها:

  1. مجموعه غزل "نام تو چیست" نشر سوره مهر
  2. مجموعه سپید مقاومت"سوء تفاهم" نشر هزاره ققنوس
  3. گزینه شعر "مردگان بسیارند" نشر تکا
  4. مجموعه نثر ادبی "هناسه حماسه" نشر بنیاد حفظ آثار
  5. تدوین گزینه "شعری برای جنگ" نشر مستند
  6. شاعر مردم" (یادنامه مرحوم محمدرضا آغاسی) نشر بنیاد حفظ آثار
  7. شهر فرنگ" (پنجاه و هفت تصویر از آمریکا) نشر خاکریز

 فعالیتهای ادبی:

  1. مدیر دفتر شعر حوزه هنری
  2. دبیری بخش شعر جشنواره‌های جوان حوزه هنری،
  3. عضویت در هیئت داوران مسابقه سراسری شعرحج، صداو سیما
  4.  کارشناس ادبی بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس
  5. و...

 نفر برگزیده در:

  1. جشنواره بین‌المللی صبح قریب،
  2. کتاب سال دفاع مقدس در رشته شعر؛
  3. جشنواره یار مهربان،
  4. کنگره سراسری شعر علوی،
  5. جشنواره بین‌المللی سلام بر نصرالله در رشته شعر
  6. و...

اقتباس از وبلاگ

http://varese-khoon.blogfa.com/post/105

سروده اي از علي داودي

هوس کرب و بلا

نه می‌گیرد این دل، نه یک‌دم رها می‌کند

دل سنگم عمری‌ست تا پا به ‌پا می‌کند

 

 


نه می‌گیرد این دل، نه یک‌دم رها می‌کند

دل سنگم عمری‌ست تا پا به ‌پا می‌کند

سحر سر زد و روز از نیمه رد شد بگو

کسی حرّ خوابیده‌ام را صدا می‌کند؟

قدم در قدم، جاده در جاده تردید ـ آب! ـ

به خود مانده، از شور دریا ابا می‌کند

دل: این کوفه، این شام، این شهر بدنام... نه

نه مرگی، نه داغی... که ما را دوا می‌کند؟

*
نه می‌گیرد این دل نه یک‌دم رها می‌کند

عزادار خویشم، دلم نوحه‌ها می‌کند

نه می‌میرم از غم، نه می‌خوانم از سوگ تو!

به عشقت، دل از گریه حتی حیا می‌کند

صدا می‌رسد کاروان کاروان از فرات

که در خیمه جانم آتش به پا می‌کند

سر آورده‌ام، نذر بال و پر آورده‌ام

کسی هست آیا؟ سرم را جدا می‌کند؟

*
دلم تکه‌تکه ... دلم آب شد چکه‌چکـ...!

کسی خاک خشکیده را کربلا می‌کند؟

 

 



درباره وبلاگ

سلام به همه‌ي اهالي محترم كوسه‌لو (گلخندان) و بازران، به عالمان، به روح پاك درگذشتگان، به گنجينه‌هاي گران‌قدر يعني سالمندان، به خواهران و برادران، به جوانان، به صاحبان دانش و معرفت، به متخصصان، به كارگران و كارمندان، به آناني كه ماندند و ديوارهاي اين دو روستاي با افتخار را افراشته نگه داشتند. به وبلاگ خودتان خوش آمدید. قرار ملاقات برو بچه های کوسه لو و بازران اینجاست. هر مطلبی دررابطه با سرزمین آبا و اجدادی‌تان دارید ارسال کنید تا در وبلاک‌تان بگذاریم. عكس‌ها، خاطرات شيرين، داستان‌ها، اطّلاعات تاريخي، قصّه‌ها، مثل‌ها، تكيه كلام‌ها، نقيل‌ها، سول‌چَك‌ها، بير گون گيتديك.....ها، و هر آن‌چه كه براي گفتن داريد بفرستيد تا در اين‌جا ارايه دهيم و ديگران هم استفاده كنند. منتظرتان هستیم. همكاران وبلاك: 1- نورالدّين هادي‌اي 2-الياس محمد 3- محمد رضا سرودلير 4-علي اصغر ترابي افراشته 5- رضا
تبار رستمی‌ها- یدالله
شعر سه‌گانی
توزیع کتاب شاهدان عشق
کاروانی آمده در اربعینت یا حسین
گل گور نه غوغا دور بو گون شاه دین حیدر
مولا سرت سلامت
یاحسین
عشق یعنی داستان کربلا
پيوندها
نويسندگان


                    
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران