|
هميشه لبهايتان چون گل محمدي، خندان باد گلخندان |
|||
|
چهارشنبه 23 فروردین 1391 :: 17:38 :: نويسنده : koosalu-bazeran
ای خانه آباد من
باز آمدم، باز آمدم، ای خانه ي آباد من! بنهاده سر بر درگهم، شاید کُنی امداد من
شعرم تويی، شورم تويی،احساس سرشارم تويی
جسمم تويی، جانم تويی،این بوده دل فریاد من چون کودک سر گشته ام، از سر هوارا هِشته ام آغوش مهرت باز کن، بر گشته ام، بر گشته ام نی خاکی و نی سنگ و گِل، یک پیکری، صد جان و دل مشق و کلاس و درس تو، در تار و پودم رِشتهام
با خاطراتت روز و شب، لبریز شد دنیای من کیف و کتاب و مكتبت، شد گلشن روءیای من
غربت گریزی جُسته ام، با یادت ای زیبای من
باز آمدم، باز آمدم، ای مأمن و مأوای من
سالي دوصد مرغ غزل، زين آشيان پرباز كرد بعضی بر اوج آسمان، بگشود پَر، پرواز کرد
سی مرغ زان بر قاف شد، زان سی بسی در دام شد سیمرغَت آواز خوشش، در اوج قاف آغاز کرد باز آمدم، باز آمدم، ای خانه آباد من! بنهاده سر بر درگهم، شاید کُنی امداد من شعرم توئی، شورم توئی،احساس سرشارم توئی جسمم توئی، جانم توئی،این بوده دل فریاد من عظيم سرودلير
درباره وبلاگ موضوعات آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||
|
|