|
هميشه لبهايتان چون گل محمدي، خندان باد گلخندان |
|||
|
یکشنبه 21 خرداد 1391 :: 15:55 :: نويسنده : koosalu-bazeran
اقتباس تصوير از وبلاك "قارلوخ" در كوچهباغ خاطرهها
تنهايي و سكوت در كوچه باغ خاطره ها پرسه مي زند ديوارهاي خسته با آخرين نفس پناه شكوفههاست. آه... اي فراريان بياييد...، باغ عشق در را گشوده، ديوار ريخته و درختان منتظر... با دستههاي غنچه سر خم نموده منتظر ديدن شماست. ديوارهاي خسته و جوهاي تشنهلب دهقان رفته بر سفر دور ... بي بازگشت باز هم بهار گشته... بياييد ... هاي ...هاي غربت چرا؟ غم و رنج و اَلَم چرا؟ فصل بهار و جشن و سرور و گُل است و باد... هنگام رقص شاد و دل انگيز شاخههاست هنگام عطر لاله و بوي شكوفههاست هنگام خواندن غزل آب جويهاست هنگام نو شدن... روييدن و شكوفه زدن، رقص لالههاست در بزم ما، در زير آسمان ابري ما خاليست جايتان.
سراينده: عظيم سرودلير
درباره وبلاگ موضوعات آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||
|
|