|
هميشه لبهايتان چون گل محمدي، خندان باد گلخندان |
|||
|
دوشنبه 29 آبان 1391 :: 14:01 :: نويسنده : koosalu-bazeran
كاش ما هم كربلايي مي شديم تشنه كام و نينوايي مي شديم همچو جانبازان ميدانگاه عشق جسم و جان داده خدايي مي شديم كاش مي شد مي رهيديم از قفس خانه بنهاده هوايي مي شديم يادش بخير! در شب هاي ايّام محرّم، مساجد كوسه لو و بازران پر از جمعيّت مي شد. نوحه خوان ها نوحه خواني مي كردند و سينه زنان سينه زني. در روزهاي تاسوعا و عاشورا كه دسته هاي ي عزاداري در كوچه هاي كوسه لو و بازران حركت مي كردند و سينه زني مي كردند. دسته اي كه در كوسه لو راه مي افتاد، بدين ترنيب بود كه پرچم هاي سياه و قرمز در جلو، و در پشت سر آن گهواره ي حضرت علي اصغر، تابوت شهيد كه در پارچه ي سياه و قرمز پيچيده شده بود و در پشت سر آن طفلان اسير كه لباس هاي عربي سياه و سربندهاي سبز بسته بودند حركت مي كردند. در پشت سر طفلان اسير هم شمر خوان كه سرا پا قرمز پوشيده و تاس كلاهي كه از شال قرمز براي او درست كرده وسرش مي گذاشتند حركت مي كرد و آرام آرام با قمچي (شلاق اسب دواني) بر سر طفلان اسير مي زد و حركت مي كرد. سردسته ي اين كاروان مرحوم مشهدي عبدالله يوسفي بود كه مجموعه را مديريت مي كرد. طفلان اسير را معمولا مرحوم مشهدي اكبر آقاي اقاخاني، حاج وجيه الله شفيعي، حاج عبّاس بابايي، كاظم محمدي، مرحوم عينعلي، محمود احمدي، مسلم شفيعي، ... تشكيل مي دادند. نقش شمر را هم مرحوم حاج قربان شفيعي بازي مي كرد. نوحه هايي كه مي خواندند عبارت بودند از: اي قافله سالاري، قارداش آلله ساخلاسون اي زينبون غمخواري، قارداش آلله ساخلاسو محمل يولا دوزولدي، پرگاريميز پوزولدي اليم سندن اوزولدي، قارداش آلله ساخلاسون نوحه خوان هاي دسته هم عبارت بودند از: حاج غلام حسين مختاري، مرحوم اكبر آقا آقاخاني، كربلايي جعفر عبداللهي، مرحوم پدرم حاج حنيفه سرودلير (گاه گاهي)، كربلايي نقي ...، روضه خوان داخل مسجد عبارت بودند از: مرحوم حاج ميرزا محمد آقا شفيعي، مرحوم مشهدي احمد عبداللهي، بقيّه مردم هم در كارهاي ديگر ياري مي كردند مانند: حمل كتل و علم ها، گاهواره و تابوت و پذيرايي و مسجد گرداني و اموري از اي قبيل.
درباره وبلاگ موضوعات آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||
|
|