|
هميشه لبهايتان چون گل محمدي، خندان باد گلخندان |
|||
|
دوشنبه 19 آبان 1393 :: 22:49 :: نويسنده : koosalu-bazeran
مرحوم میرزا نصرالله فرهنگی (معروف به میرزا نصیر فرهنگی) فرزند مرحوم میرزا عزیزالله ملّای عارف، فاضل، شاعر و باسواد مکتب خانه ی کوسه لو (گلخندان فعلی) و بازران (ادیبا! علم همچون شهد ناب است که هر جوینده از وی کامیاب است) تخلّص شعر ی استاد، "ادیب" است برگی از دفتر استاد امّیدواری مدّتی عمر به سر شد به ره آن مه روی به امیدی که خِرَد گفت مرا ره می پوی آن که گل کِشت به امّید ثمر اندر باغ عاقبت یافت فرح روح وی از گل ها بوی آن که از بهر امیدی همه کوبید دری عشق پابند شد و دیده به نیکویی روی آن که در ظلمت شب دیده زنخلی آتش رفت و بشنید "اَناَ الله" به درختش زان سوی بر سر طور نگر گفت که "ربِّ اَرِنی" از تجلّی به سر افتاده کلیم آن خوشخوی گاهی اندر ظلمات آن که نَوَردی هامون خضر نوشید ولیک آب حیات از سر جوی از حرم بعد مسافت شده مانع هرچند قول "وَجَّهت" بخوان "وَُجهِیَ لِله" بگوی بگذر از کاهلی و شکر سلامت بگذار ورنه دست از ثمر از هردو جهانت می شوی تو چون از عالم قدسی، چو هُما بگشا پر تا کف آری تو سر طرّه ی آن مشکین موی رهنمون است ز پس پرده ی غیبت یارم وصل شاهد طلبی پس تو ره راست بپوی تا که میدان فسیح است و چه طبع تو فصیح از تعلّق برهان روح روان برزن گوی شکر لله که دگر بار رسیدی به بهار تخم نیکی بفشان و گل توفیق ببوی عندلیبی به سحر بر سر گل سرخوش بود گفتمش حال من دل شده را هم میگوی پس ادیبا مشو از پرده ی عزّت بیرون که عزیز دو جهان باشی بر آن همه روی گفت محبوب ازل کز عدمم هست شوم ساقی ام داده یکی باده که سرمست شوم نور علمی پس عطا کرد که ممتاز شوم خوف از آن مرحله دارم که در او پست شوم ***** علم دارای جهان و به جهانی علم است رکن دین دانش و شمشیر عدالت قلم است هردو مخصوص خواص و همه کس قابل نیست هر که را این دو نصیب است بسی محتشم است ***** علم با طبع روان نعمت عظمای من است خامه و چامه زهی رتبه ی علیای من است بهر این فضل خدا داده که مشمولم شد شکر گویم چه بسا عزّت والای من است
درباره وبلاگ موضوعات آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||
|
|