|
هميشه لبهايتان چون گل محمدي، خندان باد گلخندان |
|||
|
پنجشنبه 21 شهریور 1392 :: 08:55 :: نويسنده : koosalu-bazeran
گول اوزوم گورسَد اوزون
گُوزلَريم يولدا قالوبلار گُل اُوزوم گورسَد اُوزون جمعه لَر مهلت آلوبلار گُل اُوزوم گورسَد اُزون جمعه لَر هوش بو قولاخلار ويريري آخشام اولا جانلار حسرتده يانوبلار گُل اُوزوم گورسَد اُزون
مين ايلين گيچمه سي قويموب دي بيزه صبر و قرار سيخيلوب دوشدَه اورَكلَر، سني گورجَگ آچيلار بولوت آلتدان چيخ اُوزه يوخسا اورَكلَر ياريلار قوي ايشيقلانسي بو دونيا گُل اُوزوم گورسَد اُزون اُو بيري خوشدو يِتوُب خدمَتيوَه داغ بياباندا آيريسي ناله ايدير نُدبه اُوخور ايو، خياباندا اُمّتي راحَتَه چاتدير گُل اُوزوم گورسَد اُزون ذوالفقار ايستيري بيلَه يوروشَه دُورسو قاباق بيز سيزين اَمريز ايلَن دَشمنيزين جانين آلاق گَل ياشيل پَرچَمي قوزا گُل اُوزوم گُورسَد اُزون
كربلاده توكولَن قانلار اورَكلَردَه جوشولّار گَل هَرايَه ! چيخيري ، نوحه چي لَر نوحه او خولّار مُحسِني گوز ياش ايلَن شيعه لَريز گونده يووُلّار آنايون آهينه خاطر گُل اُوزوم گورسَد اُزون
جدّيون دينينَه هَردَن هَرَه بير زاد قاتوري آلّاهون دُوز سوُزيني ، حَق يولون اَل دَن آتوري بعضي لَر دونيويا خاطر دينين هر گون ساتوری
بيلَه بازاري كساد ايت گُل اُوزوم گورسَد اوُزون مرتضي پايه قويان دولتي دونيايه تانود دور عدلي بر پا ايلي يَن رايتي دونيايه تانود دور يير اوُزون عطره بَلَشدير گُل اُوزوم گورسَد اُزوُن
عظیم سرودلیر
87/5/1 ترجمه ی فارسی را در ادامه ی مطلب بخوانید گلروي من رخ بر نما
چشمان من براه است ، گُلروي من رخ بر نما جمعه ها مهلت گرفته اند ، گُلروي من رخ بر نما عصر جمعه ها اين گوش ها حساس مي شوند که مبادا عصر فرا رسد جان ها در حسرت سوخته اند گُلروي من رخ بر نما
گذشت هزار سال، صبر و قراري براي ما باقي نگذاشته دل ها در سينه ها فشرده ، اگر تورا ببينند شاد مي شونداز پشت ابرها بدر آي وگرنه دل ها چاك مي شوند بگذار اين اين دنيا نوراني شود، گُلروي من رخ بر نما
يكي داستامي سُرايد كه تورا در كوه ها در ميان ابر ها ديده آن يكي دل خوش است كه در بيابان داغ به خدمت تو رسيده است آنديگري ناله مي كند، ندبه مي خواند ، در خانه ، در خيابان امّت را به راحتي برسان ، گُلروي من رخ بر نما
دشمن از هر طرف به سويمان هجوم آورده است ذوالفقار مي خواهد تا در مقابل چنين يورشي مقابله كند ما مي خواهيم با فرمان شما جان دشمنانتان را بگيريم بيا و پرچم سبز را بلند كن ، گُلروي من رخ بر نما
خون هائي كه در كربلا ريخته شده اند در قلب ها مي جوشند نداي "فرياد رس!" بلند شده نوحه خوان ها نوحه سر داده اند شيعيانتان هرروز محسن را با اشگ چشم غسل مي دهند به خاطر آه مادرت ، گُلروي من رخ بر نما هر روز، هركس چيزي به دين جدّتان مي افزايد كلام راست خدا ، و راه حق را به كنار مي گذارد بعضي ها به خاطر دنيا هر روز دينشان را مي فروشند بيا و چنين بازار را كساد كن ، گُلروي من رخ بر نما
بيا و آيتي را كه به مصطفي(ص) رسيده به دنيا معرّفي كن بيا و حكومتي را که مرتضي(ع) پايه گذار ي كرد به دنيا معرّفي كن بيا و پرچمي را كه عدل را برپا مي كند به دنيا معرّفي كن روي زكين را عطر آگين كن ، گُلروي من رخ برنما
درباره وبلاگ موضوعات آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||
|
|